فاصله صدم ثانیه تا مرگ (تصویر متحرک)
راستی چطور می شود ، افرادی خیلی راحت بازیچه دیگران و دنیا قرار می گیرند ، ومانند عروسکی کوکی ، برای رسیدن به اهداف شوم دشمن خیمه شب بازی می کنند .
این افراد نه تنها خود را بلکه ، خاک / وطن / ملیت / تمدن / فرهنگ و آزادگی دین و آیین خود را نیز بازیچه قرار داده اند .
بی بی سی شبکه دوران بحران هاست یعنی زمانی که داخل ایران آشوب و اعتراض است مخاطبان بی بی سی افزایش چشم گیری دارند ولی در زمان های عادی میزان مخاطب به حداقل می رسد.
به این تصویر نگاه کنید ، فاصله صدم ثانیه تا مرگ (تصویر متحرک)

هیچوقت سعی نداشتم وارد مقوله سیاست شوم ، اما دلم به حال خودم و هموطنانم می سوزد ، که جنگ نرم دشمنان بر علیه نظام و اسلام، مدتهاست که آغاز شده و هر روز از راههای مختلف و جدید ادامه دارد، قبلا از رسانه های تصویری فارسی وان و الان از تلویزیون من و تو /
باشد تا با افشای سوابق بعضی از آنها پی به پشت پرده این شبکه ضد فرهنگی و اسلامی برده و برای مردم عزیز و بیدارمان، مفید فایده باشد.
1-سالومه سیدنیا
یکی از تهیه کنندگان و مجریان شبکه تلویزیونی "من و تو" که با ارتباط ووسوسه دلالان باند جذب بازیگران و فعالان رادیووتلویزیونی مدتی است راضی به خروج از کشور شده،سالومه سیدنیا است.وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس علوم ارتباطات شاخه خبرنگاری از دانشگاه آزاد تهران و فوق لیسانس مدیریت بین الملل از دانشگاه آکسفورد و همچنین دیپلم بازیگری از کانون سینمای جوان است.وی در حال حاضر مجری برنامه ای به نام زرشک است که به ارائه برنامه در مورد غذاهای فوری می پردازد. وی همچنین روی یک برنامه در رابطه با پشت صحنه آکادمی موسیقی خانم " گ " کار می کند. سالومه سیدنیا قبل از خروج از کشور در روزنامه های زن و ایران ( در زمان اصلاح طلبان ) و شبکه بی بی سی فارسی کار کرده است. وی در دوران اصلاح طلبان ، مدیر روابط عمومی خانه سینما تیر بوده است.مدیریت تلویزیون من و تو حقوق ماهیانه سالومه سید نیا را به حساب دوست پسر او ، سروش تهرانی می ریزد .
2-ندا جناب از دیگر مجریان شبکه ضد فرهنگی " من و تو " ندا جناب است، وی دارای مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه آزاد نجف آباد است که بعد از ازدواج از کشور خارج و پیوستن به دوستان بهائی خود در لندن، در رشته مدیا مشغول به تحصیل شده است، او در دوران دانشجویی با تعدادی از گروه های فیلمبرداری غیر قانونی همکاری داشته و مدتی در تلویزیون بی بی سی و تپش که در لندن پخش می شود، به عنوان گزارشگر همکاری داشته است.ندا جناب در این تلویزیون جدید، برنامه ای در مورد ورزش رزمی خانمها دارد و هدف این برنامه جلوگیری از ترس خانمها از تاریکی عنوان کرده است. 3-امیر علی محمدیان وی از مجریان این شبکه بهائی است، نامبرده اهل مشهد است و در رشته عمران تحصیل می کرد. امیر علی که علاقه فراوانی به بازی کامپیوتری و فوتبال دارد هیچ تجربه مشخص و خاصی در زمینه تلویزیون، سینما و ..... نداشته و به کمک دوستان بهائی خود، جهت امرار معاش به این تلویزیون پیوسته است، وی یکی از مجریان برنامه آشپزی است.! 4-رها اعتمادی رها که از سیاسی ترین افراد این شبکه است، علاقه خاصی به فعالیت سیاسی علیه نظام دارد. وی دز فیس بوک خود در کنار عکس های شخصی اش، عکس از خودش در آشوب های تهران در سال 88 به نمایش گذاشته است.نامبرده از فعالین بهائیت است و با ایجاد تشکیلات مختلف سعی در جذب ایرانیان مقیم انگلستان دارد. رها اعتمادی یا همان رها بنی اعتماد سیزدهم آبان ۱۳۶۳ در تهران در منطقه نیاوران و در خانواده بسیار متعصب بهایی متولد شد. نام پدر او سهراب و مادرش سارا نام دارد. پدر او حسابدار بانک و مادرش خانه دار بود. عموی رها اعتمادی (آرش) از خدمتکاران دربار شاه بود و به گفته سهراب (عموی رها اعتمادی) روزانه 10 ساعت از زندگی خود را در بهشت روی زمین (کاخ نیاوران) به کار و فعالیت مشغول بود. خانواده رها اعتمادی از اقشار مرفه جامعه به شمار می رفت. علت ثروت نیز وجود عمویی مهربان (آرش) بود که با کمک های مختلف توانسته بود تقریبا افراد زیادی از اقوام را از فقر نجات داده و به زندگی آنها سر و سامانی بدهد. آرش (عموی رها اعتمادی) از ریخت و پاش های پهلوی کمال بهره را برده و در مدت زمان کوتاهی توانسته بود بار خود و اقوامش را ببندد. کمک های آرش به اقوام و خانواده به اندازه ای بود که با آنکه آرش پسر سوم خاندان بنی اعتماد بود اما همه او را بزرگ خاندان به حساب می آوردند و در همه کارها با او مشورت می کردند. رها اعتمادی در خاطرات خود می گوید پدر، همیشه عمویم را با عنوان "آرش واسطه" صدا می کرد. وقتی ازش می پرسیدم چرا اینجوری صداش می زنی؟ می گفت: آرش کار زیادی برای ما نکرده فقط پولایی که حقمونه و شاه نمی داده، با زبون خوش ازش گرفته و به دست صاحب اصلیش یعنی ما رسونده. اما این وضعیت ثبات زیادی پیدا نکرد و بعد از انقلاب 57 و فرار شاه، آرش (عموی رها اعتمادی) مجبور به فرار از ایران شد. آرش (عموی رها اعتمادی) چند هفته بعد از فرار شاه، تمام اموالش را به حراج گذاشت و با همکاری یکی از سرویس های جاسوسی انگلیس (آلفرد ریچ) به سوئد فرار کرد. ارتباط عموی رها با خانواده خود همچنان ادامه داشت تا اینکه وضعیت در ایران بالا گرفته و انقلابیون شروع به برخورد با مخالفین نمودند پدر رها اعتمادی (سهراب) طی نامه ای به برادرش از او خواست تا راهی را باز کرده و به آنها کمک کند تا بتوانندایران را ترک کرده و از خطرات احتمالی نجات پیدا کنند.لذا بعد از نامه نگاری ها و پیگیری های مستمر پدر رها در سال 1363 در حالی که رها اعتمادی نه ماه بیشتر نداشت و هنوز با آب و هوای ایران و فضای صمیمی کوچه پس کوچه های ایران آشنا نشده بود مجبور شدند تا ایران را به مقصد سوئد ترک کرده و زندگی را در جای دیگری از دنیا تجربه کنند. رها اعتمادی یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد. خواهر او ندا و برادرش بابی است که ریشه در اعتقادات مذهبی پدر خانواده دارد و از کلمه باب گرفته شده است. خواهر رها 2سال و بردارش 6 سال از او بزرگتر هستند و رها اعتمادی آخرین و کوچکترین فرزند خانواده است. خانواده رها اعتمادی از ابتدای ورود به سوئد، فامیلی خود را از بنی اعتماد به اعتمادی تغییر داد تا هم هویت قبلی خود را تغییر داده و هم از طرفی از ریشه خود فاصله نگیرند. رها اعتمادی یا همان رها بنی اعتماد سابق، خیلی زود توانست خود را با زندگی در سوئد وفق دهد. خانواده او برای اینکه رها از ایران کاملا جدا نشود سعی کردند در خانه به زبان مادری صحبت کرده تا حال و هوای ایران برای آنها تداعی شود. لذا رها اعتمادی فارسی را بسیار خوب حرف می زند طوری که انگار تمام عمرش را در ایران گذرانده است. از طرفی حمایت های عموی رها از رها و خانواده اش همچنان ادامه داشت. به شکلی که رها از همان ابتدا با دستگاه های امنیتی و گروه های مخالف و ضد انقلاب و همچنین طرفدار پهلوی آشنا شده و خیلی سریع خود را عضوی از آنها دید. او از همان ابتدا با نحوه فکری طرفداران پهلوی، سلطنت طلبها، حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق و ... آشنا شده و در جلسات مختلف با حضور نمایندگان آنها در کنار عمویش حضور فعال داشت. جلساتی که اعضای آن از جای جای دنیا ماهیانه گرد هم جمع می شدند تا تصمیمات خود را در راستای تاثیر گذاری و نفوذ در افکار عمومی مردم ایران به روی دایره ریخته و در نهایت تصمیم واحدی اتخاذ کنند. زمان این جلسات ماهیانه که هر بار در کشور و شهری برگزار می شد 2 ساعت بود و گاهی به 4 ساعت هم کشیده می شد. دفتر اصلی برای هماهنگی جلسات و فعالیت ها در انگلیس بود. رها اعتمادی بعد مدت ها و به پیشنهاد عموی خود مسئول امور جوانان را دراین گروه ها به عهده گرفت که تا به حال نیز ادامه داشته است. فصل تازه ای در زندگی رها: در این جلسات بود که رها اعتمادی با شخصی تحت عنوان کیوان عباسی(از اعضای سرویس اطلاعاتی انگلیس ام آی 6 و همچنین از دست اندر کاران رادیو و شبکه بی بی سی و عضو انجمن حمایت از جنبش های مدنی در ایران) آشنا شد و ایده شبکه اینترنتی در راستای تخریب دولت و حکومت ایران به فکرشان خطور کرد. شبکه ای که بعد ها "ببین تی وی" نام گذاری شد. فکر و ایده راه اندازی تلویزیون از کیوان عباسی و در جلسه ای که در راستای حمایت از جنبش های خاموش یا به اصطلاح (جنبش های مدنی) درون ایران تشکیل شده بود به ذهن کیوان عباسی خطور کرد کیوان عباسی ایده و فکر خود را با رها اعتمادی در میان گذاشت و بعد از هفته ها فکر و جذب حمایت های مالی (که عموی رها اعتمادی نیز یکی از حامیان بود) توانستند در ماه مارچ 2006 شبکه ببین تی وی را تاسیس کنند. این اولین گام رسانه ای رها اعتمادی بود و می توانست تجربیات خوبی را برای او به ارمغان بیاورد. کار با ببین تی وی پله پرشی بود که رها اعتمادی از آن بسیار خوب استفاده نمود. همکاری و آشنایی با تلویزیون های فارسی زبان و شناخت فعالیتهای این بخش از جامعه ایرانی و ارتباط بیشتر با جوانان داخل ایران باعث شد رها اعتمادی با فضای داخل ایران آشنایی بیشتری پیدا کرده و به فکر گسترش فعالیت های خود بیفتد. رها اعتمادی سعی کرد در ابتدا به عنوان عنصری پشت پرده با شبکه ببین تی وی و تحت عنوان عضوی از اعضای موسس شبکه باشد و کمتر در اذهان عمومی دیده شود اما بعد از آشنایی بیشتر در ماه می 2006 و به پیشنهاد کیون عباسی، رها اعتمادی تصمیم گرفت فعالیت رسمی و علنی خود را در این شبکه آغاز نماید. رها اعتمادی در ماه می 2006 اولین برنامه خود را در شبکه ببین تی وی اجرا کرد و چهره خود را به مخاطبین شبکه نشان داد و معرفی کرد. فعالیت های شبکه بسیار خوب پیش رفت و کیوان عباسی با شناسایی و گزینش جوانان مجرب توانست یک گروه 14 نفره و یک دست تشکیل داده و طی مدت زمان کوتاهی نظر مسئولان و سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی را به خود جلب نماید. البته کارهای پروژه ای غیر از فعالیت های شبکه به افراد دیگری سپرده می شد تا فضای فکری بیشتری برای عوامل اصلی شبکه به وجود آید. تیم ثابت ببین تی وی ( امیر شیخ – محمد کازرونی - روشنگ نیاغی – کریس ویلیامز – ادوارد مندوزا – فرناز داوودی – بزل عصفوری - تیام رحیمی – ملیسا شوشاهی – رها اعتمادی – بابک اخوی) بود. شبکه ببین تی وی با جلب حمایت های مسئولان آمریکایی و انگلیسی خیلی سریع توانست گستره فعالیت خود را بیشتر کند به شکلی که به چند کانال مختلف تبدیل شد.کانال هایی تحت عناوین "ببین", "میوزیک", لایف" و "وی پاد". رها اعتمادی تا نوزده سالگی در سوئد زندگی کرد و به فعالیت های خود ادامه داد. آشنایی رها اعتمادی با گروه ها و اشخاص با نفوذ، راه را برای تحصیل او باز کرده و او با استفاده از این نفوذ و همچنین کمک عموی خود توانست بدون هیچ مشکلی خیلی سریع در رشته های روان شناسی و جامعه شناسی شروع به تحصیل کرده و سپس برای ادامه ی تحصیل به آمریکا برود و تا پایان تحصیل (چهار سال) در آنجا بماند. رها اعتمادی در آمریکا نیز بیکار ننشست و تحت پوشش فعالیت های هنری سعی در ارتباط با هم سن و سالان خود و جوانان کرده و از این طریق نیروهای مستعد جهت همکاری با جنبش های ضد ایرانی را گزینش نموده و به مسئولین مربوطه معرفی نماید. رها دراین کار بسیار موفق ظاهر شد و طی مدت زمان کوتاهی توانست افراد زیادی را از این طریق عضو جنبش های ضد ایرانی نماید. بعد از گذشت دو سال فعالیت در آمریکا، رها اعتمادی به عنوان مسئول گروه "جوانان بدون مرز" انتخاب شد. این گروه زیر نظر سازمان اطلاعاتی انگلیس کار می کرد و مستقیم از آنها دستور می گیرد. این گروه با حمایت های سرویس های جاسوسی انگلیس وظیفه تغییر نگرش در افکار و اذهان جوانان را دارد. گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است. شعار این گروه همه چیز برای هدف است. افراد این گروه بسیار خاص هستند از همه نوع تفکر و اعتقاداتی (سنی، شیعه، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه و یهودی) در این گروه ها حضور دارند. علت استفاده از همه گونه اعتقادات در این گروه "جوانان بدون مرز"، آشنایی با حیطه فکری آنها و استفاده و با نقاط قوت و ضعف آنها آشنا شده تا بتوانند مخاطبین خود را به خوبی شناسایی و آنالیز کنند. اعضای گروه برای ورود به این سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط بسیار سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت کنند و نمره قبولی بیاورند. بعد از طی کردن مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند. از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است. مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی و گروه های مختلف آنهاست. آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل ها. در کنار اینها حضور در آزمون های مختلف و هدفمند که در راستای رسیدن به اهداف گروه برنامه ریزی شده و اجرا می شود. فعالیت هایی مانند لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و خوابیدن با آنها بود. روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود. هر یک از اعضای گروه موظف است روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه مشغول به فعالیت باشد. کلیه افراد گروه باید مجرد باشند و حق ازدواج با افراد غیر از گروه را ندارند. ازدواج با اعضای گروه نیز نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد) در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است. حیطه فعالیت گروه در ابتدا تا 3 سال در آمریکا و انگلیس و بعد از سه سال فعالیت و قبولی در آزمون های مختلف هر شخص باید با فعالیت های مختلف اینترنتی و .... سرپرستی یک گروه 50 نفری از ایرانیان داخل کشور را به عهده بگیرد. گروه " جوانان بدون مرز" از سال 2007 کار خود را شروع کرده و خیلی سریع توانسته توسعه پیدا کند به شکلی که طی سه سال بیش از 150 گروه مختلف به گروه "جوانان بدون مرز" پیوسته و در حال انجام فعالیت می باشند. رها اعتمادی بعد از آشنایی ابتدا به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" کار خود را آغاز کرد و بعد از مدتی به عنوان ریاست یک گروه انتخاب شده و به فعالیت های خود ادامه داد. رها اعتمادی بعد از دو سال فعالیت در آمریکا (به عنوان مسئول یکی از گروه های "جوانان بدون مرز") از طرف سرویس اطلاعاتی انگلیس به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های "جوانان بدون مرز" معرفی و منتصب شد. هم اکنون گروه "جوانان بدون مرز" شعبه های مختلفی در کشورهای مختلف دنیا دارد که از آن کشورها می توان به فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، عربستان، و برخی کشورهای خاورمیانه از جمله امارات متحده عربی، بحرین و ایران اشاره کرد. اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند. هر شخص باید طی سال حداقل 2 نفر عضو دائم (که به عضویت گروه "جوانان بدون مرز" درآیند)را به گروه معرفی کند. لازم به ذکر است در صورت عدم تایید عضو معرفی شده، باید شخص دیگری را جایگزین نمایند. جهان آزاد از دیگر شعارهای این گروه است و آنها تخمین می زنند با گسترده کردن فعالیت های این گونه خیلی سریع می شود به اهداف مورد نظر رسید و آن اهداف را جامه پوشاند. رها اعتمادی بعد انتخاب به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های موجود "جوانان بدون مرز"، به انگلیس سفر کرده و کارها را از همانجا پیگیری و ادامه داد. همان طور که قبلا گفته شد یکی از مسائلی که در گروه "جوانان بی مرز" مد نظر مسئولان بوده و هست بحث موسیقی و روابط آزاد است. به گفته رها اعتمادی، تقریبا همه اعضاء و مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز"، با موسیقی آشنایی داشته و خواننده و یا نوازندگی می دانند. خود رها اعتمادی در این زمینه می گوید من که ناظر و مسئول هستم می بایست از بقیه اعضاء و نیروها سرتر باشم لذا در مدت کوتاهی سعی کردم تا با کارهای هنری و افراد سرشناس در این زمینه آشنا شده و با آنها رابطه دوستی برقرار کنم. با آنکه من تا چهارده سالگی به ندرت موسیقی ایرانی گوش کرده ام و حتی نام ترانه سرایان سرشناس ایران را هم نمی دانستم. اما در راستای رسیدن به اهداف گروه، از هیچ چیزی دریغ نکردم و با خود گفتم هیچ مانعی نباید جلوی ما را بگیرد لذا ما باید به هر طریق موجود به هدفمان برسیم و به طور کلی نه توی کار نداریم. پشت کار رها اعتمادی و کمک های مختلفی که از گوشه و کنار به او می شد به او کمک کرد تا خیلی زود خود را به پیش براند تا آنجا که سال گذشته رها اعتمادی با برقراری ارتباط با گوگوش و دادن ترانه ای (که البته سروده خود او نیست) به او توانست نظر این خواننده را به خود جلب کرده و او را قانع کند که این ترانه را اجرا کند. این ترانه سروده مهران سمیعی است که یک جوان ایرانی با ذوق و با هنر است که شعرهای خود را در اینترنت با عناوین مختلف به فروش می گذارد و از این راه خرج دانشگاه و تحصیل خود را در می آورد. از سرودهای او میتوان از پاکی، نترسیم، من همینم، دلتنگی، برایم بمان و زندگی بی نهایت اشاره کرد. رها اعتمادی با خرید اینگونه شعرها و معرفی آنها به عنوان شعر خود، توانسته نظر برخی خواننده ها را به جلب کرده و با آنها ارتباط برقرار کند. این شعرها و همچنین سایر کمک های جانبی وسیله ای برای ورود رها اعتمادی به کنسرت ها و گروه های موسیقی و آکادمی ها شد. شرکت در این گونه جلسات زمینه ای بسیار مستعد برای گروه "جوانان بدون مرز" فراهم می آورد زیرا جوانان مستعدی در این مکان ها دور هم جمع شده و زمینه جذب آنها به گروه "جوانان بدون مرز" بسیار بالاست. رها اعتمادی در سال 1388 به همراه تعدادی از مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز" برای نظارت و گسترش فعالیت ها به ایران سفر کرده و این سفر مصادف بود با جریان ها و اعتراضات داخلی ایران که رها اعتمادی نیز از فرصت استفاده کرد و با بسیج کردن گروه های داخلی همزمان به خیابان ها ریخته و توانستند نقش بسزایی در این جریان بازی کنند. رها اعتمادی تصویر خود را در فیس بوک در حالی که نقاب به چهره زده و در حال اعتراض است گذاشته و یاد آن روزها را زنده نگه داشته است. سفر به ایران فصل تازه ای برای رها اعتمادی بود لذا بعد از برگشت از ایران رها تصمیم گرفت تا فعالیت های خود را در جنبه های مختلف برای جوانان داخل ایران گسترش دهد. همان طور که قبلا گفته شد این گروه (جوانان بدون مرز) حد و مرزی ندارد لذا فعالیت هایش به یک قسمت مربوط نمی شود. به همین دلیل رها اعتمادی با همکاری کیوان عباسی (که قبلا تجربه کار در ببین تی وی را با وی داشته) صحبت کرد و او را قانع کرد تا با کمک و همفکری همدیگر اقدام به زدن شبکه ای تحت عنوان من و تو نمایند. ایده این شبکه در جلسات ماهانه احزاب و گروه ها مطرح شد و بعد از تایید به تصویب رسیده و با مسئولین انگلیسی در میان گذاشته شد. قرار شد این شبکه به مدیریت کیوان و مرجان عباسی و گروهی که قبلا با هم در ببین تی وی کار می کردند تاسیس شود. هزینه های شبکه و جذب نیرو و امکانات هم مشخص شده و قرار شد این شبکه از حمایت های کلیه احزاب و گروه ها و همچین دولت انگلیس برخوردار شود لذا از همان ابتدا آرشیو بی بی سی در اختیار کیوان عباسی قرار گرفت تا فیلم ها و فایل هایی که نیاز دارد گزینش کرده و درخواست دهد. شبکه من و تو به قول رها بعد از یک سال و 6 ماه دوندگی رها اعتمادی، کیوان عباسی و دوستان به نتیجه رسید و در 6 آبان 1389 شروع به فعالیت کرد. کلیه افرادی که در شبکه من و تو فعالیت می کنند عضو گروه "جوانان بدون مرز" هستند. کیوان عباسی، مرجان عباسی،تیام،سومی، امید و سالومه سید نیا نیز هر کدام مسئول یک گروه "جوانان بدون مرز" در انگلیس هستند که زیر نظر رها اعتمادی در حال فعالیت می باشند. روند گزینش و مشغول به کار شدن افراد مذکور خیلی سریع طی شده و خیلی سریع این افراد شروع به فعالیت نمودند. سیر برنامه ها، موضوعات مختلف که در برنامه های شبکه من و تو مطرح می شود، اهداف برنامه ها و حتی نوع پوشش و رفتار مجریان و دست اندر کاران شبکه من و تو حاکی از فعالیت رها اعتمادی و گروه "جوانان بدون مرز" است که در پی رسیدن به اهداف خود می باشند. یکی از مهمترین روش هایی که در اجرای برنامه ها بسیار به آن تکیه می شود ارتباط صمیمی و عامیانه با مخاطب است. کیوان عباسی در جلسه معارفه خود (به عنوان مدیر شبکه من و تو ) علت شکست بی بی سی فارسی را در چند جمله بیان کرده و اعلام کرد نقاط ضعفی که در بی بی سی فارسی وجود دارد به هیچ عنوان نباید در من و تو اتفاق بیفتد و من فکر میکنم اگر به این نکات توجه کنیم بسیار موفق خواهیم بود نقاط ضعف از قرار زیر است: 1- بی بی سی شبکه ای خبری است و ما نباید خبری باشیم 2- بی بی سی شبکه ای سیاسی است و ما نباید سیاسی باشیم 3
-بی بی سی شبکه دوران بحران هاست یعنی زمانی که داخل ایران آشوب و اعتراض است مخاطبان بی بی سی افزایش چشم گیری دارند ولی در زمان های عادی میزان مخاطب به حداقل می رسد. 4- ارتباط مجریان و عوامل بی بی سی با مخاطبین خود بسیار سنگین و سخت است و حتی ممنوع است با مخاطبین خود رابطه برقرار کنند. کیوان عباسی با ذکر کردن نقاط ضعف بی بی سی فارسی اعلام کرد تمامی نقاط ضعف باید برطرف شود به این گونه که: 1- من و تو باید برای همه اقشار و سنین برنامه داشته باشد (تنوع برنامه ای با حداکثر برنامه ها) 2- من و تو باید طوری عمل کند که در اذهان مردم شبکه ای فرهنگی تصور شود. 3- من و تو باید به گونه ای عمل کند که در زمان های عادی و به قولی وضعیت سفید به جذب مخاطب پرداخته و آنها را پای شبکه نگه دارد تا در زمان بحران ها و با پخش برنامه های هدفمند بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب خود بگذارد. -۴ ارتباط عوامل و مجریان شبکه من و تو با مخاطبین باید بیشتر از هر شبکه ای باشد که تا کنون بوده لذا ارتباط از طریق فیس بوک برای برنامه و مجری الزامی خواهد بود. در ضمن این حالت صمیمیت و نزدیکی بین مجریان و مخاطبین باید در نحوه اجرا و صحبتها و همه چیز حتی در برنامه های خبری نیز باید دیده شود. 5- بعد از برقراری ارتباط افراد مستعد از جای جای ایران شناسایی و برای عضویت در گروه "جوانان بدون مرز" معرفی شوند. 6- مقدمات کار و عضویت نیروی انسانی جدید اعم از تشکیل فرم گزینش تا .... بایستی با تایید و امضای رها اعتمادی باشد. 7- یکی از اولویت های گزینش افراد به گروه "جوانان بدون مرز" داشتن مذهب بهائیت و دین یهودیت است. رها اعتمادی در جلسه ای تحت عنوان جذب خودی ها در سال گذشته اعلام کرد اولویت در جذب نیرو باید به بهائیان و یهودیان تعلق گیرد زیرا ضریب امنیتی را بالا می برد و از طرفی موجب یک دست شدن خواهد شد. او در ادامه افزود حتی المقدور سعی شود افرادی که از استعداد بالای برخوردار هستند قبل از گزینش به گونه ای بر روی آنها کار شود تا ابتدا به مذهب بهائیت یا دین یهودیت ایمان آورده و بعد وارد کار شوند تا در آینده برای مجموعه مشکلی پیش نیاید . درحال حاضر رها اعتمادی درکنار شبکه من و تو در پی تاسیس انجمن بهائیان ایران در انگلیس است تا بتواند بهائیان ایرانی را دور هم جمع کرده و به فعالیت های آنها جهت بدهد. ترانه من همینم سروده سروده مهران سمیعی که رها اعتمادی آن را به نام خود معرفی نموده نیز. درحال حاضر در حال اجرا توسط خانم گوگوش است که بعدا آلبوم آن بیرون خواهد آمد. زندگی نامه رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) با استناد به زندگی نامه شخصی، خاطرات و دست نوشته های مرتضی صابر از اعضای زاویه گرفته و جدا شده گروه "جوانان بدون مرز" است که چندی پیش در فضای اینترنت پخش شد. حسن اعتمادی مسئول خبرسازی درتلویزیون من وتو درکنار صبا خویی درملاقات با اسماعیل خویی 5-سمیه عابدین زاده از مجریان دیگر تلویزیون ضد فرهنگی "من و تو" که مدعی دانستن فلسفه و اخلاق است، سمیه عابدین زاده است وی دارای مدرک فوق لیسانس علوم سیاسی و فلسفه سیاسی است. او در برنامه ای در رابطه با فلسفه سیاست و اخلاق صحبت می کند و سعی دارد خود را دانشمند جلوه دهد !سمیه عابدین زاده که در این تلویزیون است، در زمینه موسیقی راک و متال که از مبتذل ترین موسیقی های رایج در غرب است، برنامه ویژه دارد.وی عضو رسمی یک گروه مبتذل متال در لندن است و برای این گروه خوانندگی می کند. ۶- امید خلیلی : این شخص تغغیرجنسیت داده ونام جدید تینا رابرای خود انتخاب کرده وقراراست به زودی با تیام بصیر ازدواج کند. ( این دو مجریان بفرمائید شام می باشند )..... ااین ذوج هردو یهودی هستند امید متولد 1360 از بچگی به لباس های زنانه علاقه شدیدی داشته روسری وچادر سرش می کرده است _ امید (تینا ) دردوران نوجوانی لوازم آرایش مادرش راسرقت می کرده وخود را آرایش می کرده است _ حدود ده سال پیش خانواده اش اورا درایران نزد روانپزشک می برند و پس از چند جلسه گفتگو وآزمایش مشخص می گردد که هرمون های زنانگی دراوبسیارزیاد هستند ولذه نامبرده بهتراست تغییرجنسیت داده وزن شود _ از آنجایی که خانواده امید قادربه تامین هزینه عمل او نبودند اینکار رابه تعویق می اندازند _ازحدود سه سال پیش امید ازطریق اینترنت با شخصی بنام تیام بصیر درسوئد آشنا می گردد _ امید درگفتگو باتیام شرایط خودرا بازگو می کند وتیام قول می دهد اورا جهت خروج از ایران یاری نماید . درسال 2009 امید خلیلی موفق می شود بوسیله قاچاقچی وارد انگلیس شده وبعنوان یک دوجنسیتی تقاضای پناهندگی نماید ۷- آناهیتا منیری : درحال تغغیرجنسیت است و نام شهاب رابرای خود انتخاب کرده وقراراست با یکی از گویندگان بنام شیدا از دواج نماید ( ایندو گوینده اتاق خبر هستند ). این ذوج هم ازپیروان بهائیت هستند... ۸-امید خلیلی تجریشی: مجری من و تو پلاس و گوینده نقش طغرل در بفرمایید شام همکاری اش را از سپتامبر 2010 با این مجموعه شروع کرده است در حالی که او یک پناهنده غیر قانونی در انگلستان بوده است و اجازه اقامت قانونی و کار خود را در 19 ژانویه 2011 دریافت کرده است ، این به این معنا است که او حداقل برای مدت 4 ماه غیر قانونی در این مجموعه فعالیت کرده است. اما از نکات جالب این شبکه تلویزیونی وابسته به سرویس جاسوسی انگلیس ، آن است که علیرغم آنکه آنها هدف خود را از راه اندازی این شبکه، پخش موسیقی، فیلم و سرگرمی بیان کرده اند اما جدیدا قسمتهای مختلفی در حوزه سیاسی راه اندازی نموده اند که اخبار و تحلیل های پخش شده در روزهای اخیر، شباهت زیادی با شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی دارد. تلویزیون من و تو اولین تجربه کاری کیوان و مرجان عباسی نیست، تجربه مدیریتی آنها در بحث رسانه به شبکه ماهوارهای «ببین تی.وی» برمیگردد که در واقع اولین شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان بوده است و در مقایسه با تلویزیون من وتو از بعد منابع مالی یک دست گرمی ساده و کم هزینه تلقی میشود. ببین تی وی که با مجموعهای ۶ تا ۱۰ نفره اداره میشده است محل آموزش دست اندر کارهای اصلی تلویزیون من و تو یعنی رها اعتمادی، تیام بصیر و سیاوش حبیی است. به گزارش مشرق به نقل از نداي انقلاب، نكته مهم اين شبكه ارتباط تنگاتنگ آن با فرقه ضاله بهائيت و پخش برنامه هايي با محوريت نرم تبليغ بهائيت و اثر گذاري بر خانواده هاي ايراني است.کیوان و مرجان عباسی کیستند؟این مجموعه تلویزیونی در ۲۸ اکتبر سال ۲۰۱۰ در لندن توسط کیوان و مرجان عباسی راهاندازی شد. کیوان عباسی فرزند دوم عباسی بزرگ است که مالکیت و مدیریت تلویزیون پارس در امریکا و hostlertv در کانادا را بر عهده داشت و پیش از این ۶ سال در امریکا در تلوزیونیهای مبتذل لس آنجلسی به عنوان حسابدار و مشاور تبلیغاتی فعالیت کرده است. کیوان عباسی به همراه خانواده در سالهای نوجوانی به انگلستان مهاجرت کردند و پس از تحصیل و کار در این کشور شهروندی این کشور را کسب کرده است. كيوان و مرجان عباسي از عوامل سرويس اطلاعاتي انگليس و پشت پرده شبكه بهايي من و تو مرجان عباسی، همسر کیوان عباسی مدیر نیروی منابع انسانی این مجموعه است. بر خلاف برخی نوشتهها که این دو را خواهر و برادر میدانند، آنها در سال ۲۰۰۱ در لندن با هم آشنا شدند و ازدواج کردند.کیوان و مرجان عباسی در یک سال گذشته هرگز حاضر نشدند در جلو دوربینهای تلویزیون حاضر شوند و تنها اسم این دو نفر در آخر لیست دست در اندرکاران برنامهها به عنوان تهیه کننده اجرایی نوشته شده است.در داخل مجموعه، کیوان عباسی مسئولیت ارتباط با تهیه کنندگان و مجریان را بر عهده دارد و امور اجرایی را مدیریت میکند و مرجان عباسی در اتاق خود در تمام طول روز برنامههای تلویزیون و صفحههای فیس بوک را چک میکند و گزارش تهیه میکند. همچنین استخدام نیروی انسانی در این مجموعه با نظر و تایید مرجان عباسی صورت میگیرد، به گونهای که بسیاری از افرادی که ارتباط فامیلی یا دوستانهای با او دارند هم اکنون بیهیچ تجربه و تخصص قبلی در این مجموعه مشغول به کار هستند که در این مورد در آینده بیشتر خواهیم نوشت.تلویزیون من و تو اولین تجربه کاری کیوان و مرجان عباسی نیست، تجربه مدیریتی آنها در بحث رسانه به شبکه ماهوارهای «ببین تی.وی» برمیگردد که در واقع اولین شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان بوده است و در مقایسه با تلویزیون من و تو از بعد منابع مالی یک دست گرمی ساده و کم هزینه تلقی میشود. ببین تی وی که با مجموعهای ۶ تا ۱۰ نفره اداره میشده است محل آموزش دستاندر کارهای اصلی تلویزیون من و تو یعنی رها اعتمادی، تیام بصیر و سیاوش حبیی است.منابع مالی تلویزیون من و تومهمترین سوالی که همیشه در مورد این مجموعه مطرح بوده است و هیچ گاه هم پاسخی روشن در موردش شنیده نشده است مسئله منابع مالی تامین کننده آن است. واقعیت این است که سند و مدرک مستدلی در مورد این سوال هیچ گاه ارائه نشده است، در وب سایت شرکت هیچ اطلاعاتی در این مورد ارائه نشده است و در مواردی که هم دست اندر کاران تلویزیون سعی بر ابهام زدایی در این مورد داشتهاند، به گرفتن تبلیغات اشاره کردند که حجم و کیفیت تبلیغات پخش شده از این مجموعه تلویزیونی به خوبی نشان میدهد که هزینههای سنگین اجرای چنین پروژهای با تبلیغ ویتامین یا مواد آرامش دهنده و... تامین نخواهد شد.نکته جالب در این میان این است که کیوان عباسی در جلسات ماهیانه با مجریان و تهیه کنندگان هیچ اشارهای به مطالب مورد نظر که میتواند در جذب تبلیغ موثر باشد اشارهای نمیکند و تنها از همه کارکنان میخواهد به هر قیمتی که شده است کاری کنند که تعداد طرفداران حاضر در صفحات فیس بوک افزایش یابد.او هر سه ماه برای ارائه گزارش عملکرد به امریکا میرود و معمولا زمانی که جهش مناسبی در تعداد طرفداران به وجود آمده باشد کیوان عباسی خوشحال و خوش اخلاق خواهد بود. به نظر میرسد هدف این مجموعه در سال اول جذب مخاطب و از میدان به در کردن رقیبان اصلی اش مانند فارسی وان، بی بی سی و صدای امریکا بوده است و در زمینه جذب تبلیغ اصلا موفق عمل نکرده است. این در حالی است که بپذیریم این مجموعه واقعا یک شرکت بازرگانی با هدف سود مالی و گرفتن تبلیغ است که در این اصل شک بسیار وجود دارد.نگرش مذهبی، سیاسی و مدیریتی کیوان و مرجان عباسیاگر فردی به عنوان یک مجری، تهیه کننده یا کارگردان به این مجموعه مراجعه کند و درخواست کار نمایید، اولین چیزی که از او سوال خواهد شد عقاید سیاسی و مذهبی اش است. چنانچه کوچک ترین شکی برای کیوان و مرجان عباسی باشد که تعلق خاطری به دین اسلام یا نظام جمهوری اسلامی دارد بدون هیچ تردیدی درخواست کار رد خواهد شد. اما کافی است که متقاضی کار در گفت و گوی خود مجلهها و فیلمهای دهه ۴۰ و ۵۰ را نماد روشنفکری و فرهنگ ناب ایرانی بداند و به طور کلی مذهب را نماد خرافه پرستی و عقب ماندگی بداند، در این صورت شانس او برای گرفتن شغلی هر چند پایین در این مجموعه بالا میرود.مدیریت تلویزیون من و تو به شدت به کارکنان خود و اطرافیان شان بی اعتماد هستند، کم ترین اطلاعات ممکن را در مورد برنامهها و اهداف شان با مجریان و تهیه کنندگان در میان میگذارند وحتی با وجود این که تعداد بسیاری ایرانی در لندن زندگی میکنند برای مسابقهای مانند اکادمی گوگوش خودشان در میان تماشاچیان مینشینند و در کادر دوربین قرار میگیرند این در حالی است که در حالت عادی از جلوی دوربین قرار گرفتن فراری هستند !!قراردادها و نوع همکاریاخیرا در صفحه اصلی وب سایت تلویزیون من و تو یک آگهی برای جذب مجری برای این شبکه تلویزیونی قرار داده شده است که نشان از تمایل این مجموعه برای تزریق افراد جدید را به سیستم خود دارد، این در حالی است که در خط آخر این آگهی اعلام شده است که افراد متقاضی باید اجازه اقامت و کار در انگلستان را داشته باشند که در ادامه نشان خواهیم داد این تنها یک شعار است و در مواردی که مدیریت بخواهد این مسئله به سادگی نقض میشود. سحر و فرناز قاضي زاده (گوينده بي.بي.سي فارسي) كه اخيرا بهايي شدهاند، به همراه سينا مطلبي همسر فرناز قاضي زاده قراردادها، حقوقها و میزان تعهد شبکه به کارکنانشقراردادها در تلویزیون من و تو به دو نوع تقسیم میشود، گروه اول کسانی هستند که پیش از این سابقه کاری با تیم مدیریت را دارند و معمولا قراردادهای این گروه سه ساله است و گروه دوم کسانی هستند که برای سیستم جدید هستند یا این که برای مدتی موقت و یک برنامه خاص مد نظر قرار گرفتهاند، این گروه به صورت «فیری لنس» کار میکنند که پرداخت مالیات شان به دولت با خودشان هست و هر جایی هم که یکی از طرفین بخواهد همکاری را قطع کند میتواند.جالب است بدانید در کل مجموعه تنها قراردادهای حسن اعتمادی (سردبیر اتاق خبر و پدر رها اعتمادی)، رها اعتمادی، تیام بصیر (هم خونهای و دوست دوران زندگی در سوئد رها اعتمادی، تهیه کننده بفرمایید شام) و فرناز قاضی زاده (که نقش ارتباط بین من و تو و بی بی سی فارسی را ایفا میکند ) به صورت سه ساله تنظیم شده است و هیچ کس دیگر از کارکنان این مجموعه قرارداد نوشته شده تمام وقت با این مجموعه ندارند. بنابر این به محض این که کوچک ترین احساس خطری از جانب هر یک از کارکنان برای مدیریت به وجود بیاید به سادگی او از سیستم خارج میشود.رها اعتمادی سالیانه ۳۰ هزار پوند، تیام بصیر سالیانه ۲۸۰۰۰ پوند و فرناز قاضی زاده سالیانه ۲۷۰۰۰ پوند از این مجموعه حقوق میگیرند که در مقایسه با سطح حقوق و دستمزد در انگلستان جزو گروه با در آمد بالا محسوب میشوند.البته خانواد ه اعتمادي از بهائيان باسابقه!محسوب مي شوند.دو نمونه بارز عدم تعهد تلویزیون من و تو به کارکنان اش سحر زند و سمیررا قاسمی هستند که هر دو به علت اختلاف نظرهایی که با رها اعتمادی داشتند از این مجموعه به سادگی کنار گذاشته شدند.سمیرا قاسمی که در اولین سری آکادمی موسیقی گوگوش مجری گری این برنامه را به همراه رها اعتمادی بر عهده داشت و در یکی دو برنامه من و تو پلاس هم به عنوان مجری در کنار سام سرمدی فعالیت میکرد، پس از مشکلات شخصی که با رها اعتمادی پیدا کرد از من و تو اخراج شد.همین اتفاق برای سحر زند، مجری من و تو پلاس هم افتاد. در مهمانی شب آخر آکادمی موسیقی گوگوش سحر زند و امیر ( یکی از خوانندگان آکادمی ) بیشتر وقت شان را با هم گذراندند و میزان صمیمیت و رابطه این دو به مذاق رها اعتمادی خوش نیامد، هفته بعد سحر زند به بهانه مشکل ویرایش ! برنامهای که مجری اش بود اخراج شد ! این در حالی است که مشکلات ویرایش یک برنامه به تهیه کننده آن مرتبط است و مجری در این میان نقشی ندارد.کسانی که به صورت پاره وقت و بدون قرارداد با این مجموعه همکاری میکنند برای گزارشهایی که خارج از ساختمان تلویزیون تهیه کنند به ازای هر روز ۲۰۰ پوند دریافت میکنند و اگر یک روز کاری کامل را در داخل استدیو بگذرانند این مبلغ ۲۵۰ پوند خواهد بود. تهیه کنندگان بابت هر قسمت هر برنامه ۳۰۰ پوند دریافت میکنند، برای مثال یک برنامه نیم ساعته که برای مدت یک سال پخش شود ۱۵۶۰۰ پوند دستمزد تهیه کننده خواهد بود.برنامه ریزان تلویزیون چه کسانی هستند؟مدیریت کل برنامهها را خود کیوان عباسی به عهده دارد اما ارتباط با تهیه کنندگان و برنامه ریزی زمانی تلویزیون برعهده مریم تهرانی است که دوستی دیرینهای با مرجان عباسی دارد.تقریبا اکثر کارکنان تلویزیون میدانند که رمز موفقیت و ماندگاری شان ارتباط با رها اعتمادی و مریم تهرانی است و اگر بتوانند رضایت خاطر این دو نفر را کسب کنند شغل خود را به راحتی نگه خواهند داشت.آیا من و تو خود را به قانونمداری و اخلاق متعهد میکند؟همان طور که میدانید قوانین کپی رایت در اکثر نقاط جهان من جمله انگلستان به طور جدی پیگیری و رعایت میشود و در صورتی که یک فرد یا کمپانی از آن تخطی کند معمولا با جریمههای سنگینی مواجه میشود.برنامههای تلویزیون به دو دسته تقسیم میشوند، دسته اول آنهایی هستند که توسط کمپانیهای دیگر تهیه شدهاند و تنها توسط تلویزیون من و تو ترجمه و زیر نویس میشوند وبه روی آنتن میروند.این برنامهها بیشتر جنبه زمان پر کردن دارند، گرچه در بسیاری موارد مطالب ارائه شده در این برنامهها هدفمند و با طرح ضربه زدن به باور و فرهنگ اسلامی بوده است.دسته دوم برنامههایی هست که خود تلویزیون و دست اندر کاران اش میسازند که در اکثر موارد این برنامههای هم تقلید بی چون و چرای از شبکههای تلویزیونی انگلیسی و امریکایی است.این برنامهها را یا به صورت قانونی خریداری میکنند مانند بفرمایید شام یا بدون اجازه تقلید میکنند مانند آکادمی موسیقی گوگوش که بی هیچ شکی کپی برنامه آمریکن ایدل هست.نکته جالب در مورد گزارشهای این تلویزیون هم همین عدم رعایت قانون کپی رایت است، برای مثال در برنامه آفساید، بارها صحنههای بازیهای اروپایی نشان دادند ولی برای آنها حق کپی رایت پرداخت نشد و تمامی این تصاویر غیر قانونی پخش شد.مدیران شبکه من و تو در بحث استخدام کارکنان هم چندان پایبند مسائل اخلاقی و قانونی نیستند. جدا از رسوایی اخیر آکادمی گوگوش که نشان میدهد انتخاب خوانندگان تنها بر اساس رفاقتهای گذشته دست اندرکاران و خوانندگان بوده است، مدارکی وجود دارد که نشان میدهد برخی از کارکنان این مجموعه بدون اجازه کار فعالیت کردهاند که خلاف قوانین وزارت کار انگلستان است.برای مثال، امید خلیلی تجریشی، مجری من و تو پلاس و گوینده نقش طغرل در بفرمایید شام همکاری اش را از سپتامبر ۲۰۱۰ با این مجموعه شروع کرده است در حالی که او یک پناهنده غیر قانونی در انگلستان بوده است و اجازه اقامت قانونی و کار خود را در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۱ دریافت کرده است، این به این معنا است که او حداقل برای مدت ۴ ماه غیر قانونی در این مجموعه فعالیت کرده است.مثال دوم برای عدم تعهد مدیریت من و تو به قانون کار در انگلستان، سالومه سید نیا مجری برنامه سالی تاک و پشت صحنه آکادمی است که او هم بعد از کار کردن در تلویزیون بی بی سی درخواست پناهندگی کرده است و هم اکنون در خانه دولتی زندگی میکند و هزینه زندگی او بر پای دولت انگلستان است در حالی که حقوق دریافتی او در تلویزیون ۲۳۰۰۰ پوند سالیانه است که یک حقوق زندگی متوسط در انگلستان به حساب میآید و هیچ گونه کمک هزینه دولتی شامل حال اش نباید بشود. مدیریت تلویزیون من و تو حقوق ماهیانه سالومه سید نیا را به حساب دوست پسر سابق او و شوهر فعلی اش، سروش تهرانی میریزد تا به این وسیله او کماکان بتواند از حقوقی که دولت به افراد مستمند میپردازد استفاده کند.جالب است بدانید بسیاری از دست اندر کاران تلویزیون من و تو در سری اول آکادمی ۴ هفته مانده به پایان مسابقه میدانستند که قرار بود سروش تهرانی اول شود، همان گونه که امسال دوستان بابک سعیدی و رها اعتمادی با کیفیت پایین در رتبه بالا قرار میگیرند و سیل اعتراضات مردمی روانه صفحات فیس بوک تلویزیون میشود.به راستی چگونه کسانی که کوچک ترین تعهدی به قانون و اخلاق مداری ندارند به خود اجازه میدهند دیگران را به سادگی و بی مدرک به تقلب و بی اخلاقی متهم کنند؟ برخي عوامل شبكه بهايي من و تو ارتباط من وتو، بی بی سی فارسی و صدای آمریکاتاکنون شایعههای زیادی در مورد ارتباط بین نویسندگان و مجریان تلویزیون من و تو، بی بی سی فارسی و صدای امریکا مطرح بوده است. بسیاری از تحلیل گران بر این باورند که با توجه به ریزش مخاطب تلویزیونهای سیاسی بعد از عملکرد مغرضانه آنها در دوران انتخابات ریاست جمهوری ایران، ظهور یک تلویزیون به ظاهر تفریحی با مقاصد سیاسی بهترین راهکار برای خروج از بحران مشروعیت رسانههای فارسی زبان خارج از کشور بود.همین طور با توجه به نامشخص بودن منابع مالی تلویزیون من و تو و عدم شفاف سازی مدیریت آن در این مورد شایعاتی مبنی بر حمایت دولتهای استعمارگر امریکا و انگلیس مطرح بوده است چرا که بسیاری معتقدند با توجه به هزینههای بسیار سنگینی که این مجموعه برای برنامه هایش پرداخت میکند، بدون شک به یک منبع مالی بسیاری قوی دولتی تکیه کرده است که بدون تبلیغات بزرگ میتواند به مسیر ش در طول یک سال ادامه دهد. مرور مسیر برنامههای این تلویزیون که با حجمه به باورهای فرهنگی و دینی آغاز شد و در طول زمان کم کم رنگ سیاسی گرفت تا با مستندهایی مانند «قمار اتمی ایران» یا «شب بود» به تحریف تاریخ و واقعیتها بپردازند نشان میدهد که هدف این مجموعه نشانه گرفتن اعتقادات مذهبی و باور مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی ایران است و در این مسیر از کمک رسانههای دولتی انگلستان و امریکا یعنی بی بی سی و صدای امریکا کمک میگیرد.تلویزیون من و تو با توجه به کمبود نیروی انسانی ایرانی متخصص در بحث رسانه که بخواهند پا بر منافع کشور خودشان بگذارند روی به استفاده از نیروهای سوخته بی بی سی فارسی و صدای امریکا آورده است که در زیر چند نمونه از این مسئله را اشاره میکنیم :آرمین قبادی پاشا، گوینده اتاق خبر این تلویزیون که همیشه تمرکز بر سیاه نمایی شرایط اقتصادی و سیاسی ایران دارد، پیش از این سابقه همکاری با صدای امریکا را در کارنامه خود دارد :امیر برادران، کارشناس برنامه ورزشی سیاسی آفساید پیش از این سابقه همکاری با تلویزیون صدای امریکا را در کارنامه خود دارد.جاوید جعفری، نویسنده و مجری برنامه سیاسی ورزشی آفساید، سابقه همکاری با صدای امریکا را دارد، البته او در پروفایل شخصی ش در سایت فوتبال مدیا اذعان کرده است که روزنامه نگاری را در بی بی سی آموخته است.در مورد دوره خبرنگاری بی بي سی فارسی جالب است بدانیم بی بی سی در سال ۲۰۰۶ با کمک مالی دولت انگلستان یک دوره روزنامه نگاری رایگان را برای روزنامه نگاران فارسی زبان تدارک دیدند. این دوره با یک سفر یک هفتهای به هزینه بی بی سی در ترکیه آغاز میشد، با چندین درس روزنامه نگاری به صورت آنلاین و فارسی ادامه پیدا میکرد و در نهایت روزنامه نگارانی که از فیلتر مدرسین این کلاسها میگذشتند و کیفیت مورد نظر آنها را داشتند به دوره لندن دعوت میشدند. در میان کارمندان تلویزیون من و تو، فرناز قاضی زاده، سالومه سید نیا، شیدا هوشمندی و سام غفارزاده جزو کسانی هستند که مدرک روزنامه نگاری خود را از بی.بی.سی دریافت کردند.به نظر میرسد فارغ التحصیلان این دوره به دو گروه تقسیم شدند، گروه اول برای تلویزیون بی.بی. سی فارسی به کارگرفته شدند و گروه دوم را برای تلویزیون من و تو معرفی کردند. پانته آ مدیری وسالومه سید نیا،به گواه خود سایت تلویزیون من و تو پیش از فعالیت در این مجموعه کار کردن در تلویزیون فارسی بی بی سی را را در کارنامه خود دارند.خارج از بحث کاری روزنامه نگاری که ارتباط بین عناصر بی بی سی، صدای امریکا و من و تو کاملا واضح و مشهود است، کارمندان این مجموعهها در محیط غیرکاری هم دوستان صمیمی با هم هستند و در مهمانیهای هم شرکت میکنند.یا در دومین شب آکادمی گوگوش، دوربین در بین تماشاچیان چندین بار چهره فرن نقی زاده، مجری بی.بی.سی را به تصویر میکشد که با اشتیاق خاصی این برنامه را دنبال میکند!اگر چه مدیران شبکه تلویزیونی من و تو مدعی بی طرفی رسانه شان در مقابل مذهب، سیاست و...هستند(با توجه به كثرت حضور اعضاي فرقه ضاله بهائيت در اين تلويزيون اين ادعايي كذب است)، اما این شواهد و قرائن به خوبی نشان میدهد که چهارچوب فکری آنها دقیقا همان چهارچوب فکری رسانههای معلوم الحالی مانند بی.بی.سی و صدای آمریکاست که با بودجههای دولتهای خود همواره بر ضد منافع ایران سخن پرانی کردهاند. آنها هرگز دلسوز ایران وایرانی نبوده و نیستند. چندی پیش پایگاه اینترنتی "اخبار روز" وابسته به گروهک های ضد انقلابِ مقیم آلمان با اشاره به بی رونقی شبکه های ماهواره ای دارای گرایش سیاسی ازعان داشت : "امروز حتی تلویزیون های سیاسی مانند صدای آمریکا هم دریافته اند که مخاطب برای اخبار و تحلیل های سیاسی پای آن ها نمی نشیند. " کانال "من و تو" در اواخر اکتبر (2010) آبان ماه 1389 در کشور انگلستان و شهر لندن راه اندازی شد . امواج این کانال از طریق ماهواره هاتبرد ، برای ایرانیان سراسر جهان ، خصوصا ایرانیان داخل کشور پخش می شود . همه ی اهداف و برنامه ها روشن بود ؛ کارمندان ، گردانندگان ، مجریان و حتی سرمایه گذاران از روز اول خود را نمایان کردند .بدین ترتیب این طور القا شد که قرار بر مخفی کاری نیست . گفته می شود ، برادر و خواهری با نام های "کیوان" و "مرجان عباسی" مدیران اصلی این کانال هستند و گروه تلویزیونی مرجان ، صاحب اصلی کانال "من و تو" محسوب میشود اما شایعات دیگری وجود دارد که عنوان می کند سرمایه گذار اصلی این کانال یک خواننده فراری به نام "فائقه آتشین" و یا فرد مجهول دیگری است . پدر این دو تن مالک تلویزیون آزادی در "واشنگتن دی سی" و شبکه پورنوی hostlertv در کانادا می باشد ، باید توجه نمود که بخش عمده ای از بودجه ی شبکه های من و تو ، یک و دو از وزارت امور خارجه انگلیس گرفته شده است . رابطِ این افراد نیز فردی به نام "مک وولین" می باشد که به عنوان مدیر و یکی از مشاورین ارشد این گروه فعالیت می کند و با همکاری وی ، وزارت امور خارجه انگلیس بودجه ی راه اندازی این دو شبکه را تامین نموده . اما برای سال 2011 با همکاری عباسی پدر، یک بودجه ی هنگفت 40 میلیون دلاری را از محل بودجه ی امنیتی و هجوم رسانه ای آمریکا برای ایران در پنتاگون دریافت می کند . براساس گزارش ها بودجه ی 40 میلیون دلاری این شبکه در حقیقت 40 برابر بیشتر از بودجه ی شبکه اسطوره ای فارسی 1 است و باید توجه داشت که این شبکه تحت حمایت مستقیم سازمان mi5 انگلیس است. نکته ی ابتدایی انتخاب اسم برای این شبکه است ، دست اندرکاران این شبکه با انتخاب اسم "من و تو" عملاً خواستار تعامل و ارتباط با مردم ایران هستند و سیاست خود را پخش فیلم ، سریال ، اخبار و گزارشهای متنوع برای "من و تو" قرار داده اند . باید توجه نمود که بخش عمده ای از بودجه ی شبکه های من و تو ، یک و دو از وزارت امور خارجه انگلیس گرفته شده است باید توجه داشت که هدف عمده ی این شبکه ، قشر "مادران و زنان" جامعه ی ایران هستند و در این راستا سعی شده با چاشنی هایی از جمله آشپزی ، طنز و حتی رقص به جذب مخاطب هدف خود پرداخته شود . از دیگر استراتژی این شبکه استفاده از خوانندگان خارج نشین و کپی برداری از برنامه های شبکه های انگلستان می باشد . این شبکه با رویکردی کاملاً ضد ایرانی حتی در تیتر یک اخبار سایت خود ، خبری را با عنوان "پشتیبانی جمهوری خواهان از حمله ی نظامی به ایران" آورده است که این امر ناخواسته به هویدا سازی اهداف پشت پرده ی این شبکه انجامید . تلویزیون "فارسی 1" و "من و تو" برای جلب مخاطب راه اندازی شدند . فارسی وان با پخش سریال های مطرح جهانی به صورت دوبله شده مخاطبانی را جذب کرد اما به دلیل همین جنبه ی سرگرمی صِرف ، آرام آرام دچار یک فرودستی در جذب مخاطب شد . "من و تو" تجربه ی مشابهی است که به بخش سبک زندگی غربی و شوهای تلویزیونی و... می پردازد و در کنار شام ، مشروب خواری را ترویج می کند. هر چند که سایر بخش های این شبکه رویکردی سرگرم کننده دارند ، اما اهداف آن کاملاً مغایر با فلسفه ی نظام اسلامی بوده و دقیقاً رویکردی اومانیستی و مادیمحور را دنبال میکند . اما مهم آن است که در پس این شبکه چه می گذرد ؟ و این شبکه چه رویکردی دارد ؟ این روند باز می گردد به جنگ های نظامی دشمنان دیرینه ی نظام جمهوری اسلامی ایران که طی 8 سال دفاع مقدس به شکسته شدن دندان های تیز شده برای تصاحب این مرز و بوم انجامید و آنان را در نیل به اهداف شومشان ناکام گذاشت ؛ از آن زمان به بعد بود که جهان خواران استعمارگر وارد فاز جدید جنگی شدند ، این فاز "جنگ نرم" (soft war ) نام دارد . مرحله ای دیگر نه جان و مال ما بلکه افکار و عقاید انسان ها مورد هجوم و تخریب قرار می گیرد . یکی از حربه های این نوع جنگ استفاده از رسانه ها بالاخص شبکه های ماهواره ای و فیلم ها و اینترنت می باشد . شبکه ی من و تو نیز درصدد است تا با تزریق سبک زندگی غربی که در محتوای تمام برنامه های این شبکه مشاهده می شود افکار و عقاید و سبک زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار دهد . تغییر رفتار و سبک زندگی و الگوی رفتاری که بیشتر زنان جامعه ی ایرانی را هدف قرار داده ، و نشان می دهد که هدف گزاری مسئولان این شبکه کدام قشر از جامعه ایرانی را نشانه گرفته است. اگرچه در کانالی مثل "فارسی وان" اهداف سیاسی زیاد ، موضع گیری علیه نظام مشهود و بارز نبود ، اما در شبکه ی "من و تو" این اهداف سیاسی با پخش چند برنامه مثل ، اتاق خبر ، دکتر کپی ، سالی تالک و انقلاب به روایت تصویر و ... به صورت علنی دنبال می شود . اما باز هم نباید از پشت پرده ی این شبکه غافل شد که نشان دهنده ی عمدهترین فعالیت رسانه ای این شبکه ، یعنی تلاش بی وقفه ، هماهنگ و برنامه ریزی شده برای تغییر سبک و روش زندگی و معاشرت افراد در جامعه است . این جوامع از کوچک ترین نهاد آن یعنی خانواده ، جمع دوستان ، آشنایان و اقوام شروع می شود و تا سطح همکاران ، همشهریان ، هموطنان و هم نوعان را در بر می گیرد . مصادیق فراوان ترویج فرهنگ مبتذل غربی ، در همه برنامههای این شبکه فراوان دیده میشود که به چند نمونه بسنده میکنیم : . شبکه ی من و تو نیز درصدد است تا با تزریق سبک زندگی غربی که در محتوای تمام برنامه های این شبکه مشاهده می شود افکار و عقاید و سبک زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار دهد در برنامه ی "بفرمائید شام" ، عمده افراد شرکت کننده در ضیافت شام ، از گونه های مختلفی انتخاب شدهاند تا مخاطب با هر نوع سبک و روش زندگی ، بالاخره با یکی از این افراد احساس همزاد پنداری بیشتری کند تا در ادامه ، قبح برخی رفتارها با مشاهده ی تحقق آن ها در فرد مشابه ، زدوده و انجام آن نوع از معاشرت و زندگی برایش محقق شود . بسیار دیده شده در صورتی که میهمان و میزبان از جنس مخالف بوده اند و هنگام ورود میهمان ، گوینده ی برنامه تذکر می دهد که بوسیدن طرف مقابل فراموش نشود و در صورت انجام ندادن این کار ، فرد فراموش کار را بی فرهنگ خطاب می کند و این گونه هنجار و ضدهنجار ، یا ارزش و ضدارزش را برعکس به مخاطب القا می کنند . فعالیتهای ضد اخلاقی گردانندگان شبکه بهایی من و تو: به گزارش ” بوتیا ” ، از همان ابتدای تاسیس شبکه ی کثیف بهایی من و تو توسط خانواده ی عباسی ، زمزمه های از همجنس گرایی و همجنس بازی در تمامی برنامه های تولیدی این شبکه به گوش می رسید و به صورت نا محسوس اقدام به تبلیغ برای این شبکه ها می کرد ، تا بلاخره خبر ثبت ازدواج رسمی دو تن از مجریان محبوب این شبکه در کانون همجنسگرایان انگلیس وقاحت و حمایت صد درصدی این شبکه از همجنسگرایان را اثبات کرد. این اقدام کثیف به گونه ای مرموزانه و حساب شده انجام شد که نهایت تاثیر خود را بر روی مخاطبان این شبکه بگذارد. یکی از این دو مجری ، امید خلیلی تجریشی است ، متولد ۱۳۶۲ در دربند تهران در ۱۴ سالگی از ایران به خواسته پدرش خارج شد و به ایتالیا رفت. ۱ سال نیم سوئیس زندگی کرد و بعد به لندن رفت.پس از آن در رشته ی تحصیلی بازیگری و هنرهای نمایشی مشغول فعالیت شد و به دنبال آرزوی دومش که بازیگری بود رفت.۸ سال تئاتر کار کرد و در آخر با تلویزیون من و تو آشنا شد. خلیلی در شبکه ی من و تو با شخصیت “طغرل ایرادپرور” در برنامه ی بفرمائید شام مطرح شد ، طغرل صرفاً یک شخصیت ساختگی است که خلیلی به جای آن صحبت می کند و با مزه پرانی ها و شوخی های نا مناسب که اکثرا جنسی است ، ایراد گرفتن از شرکت کنندگان با لباس های پوشیده و تعریف از لباس های باز و زننده و تمسخر فرهنگ و هنر بومی مردم ایران به سبک خودش ، معروف شد و به اوج شهرت خودش رسید به گونه ای که تمامی کودکان مخاطب این شبکه آهنگ تیتراژ پایانی این برنامه را که خلیلی خوانده است ، حفظ اند و می خوانند. در برنامه ی بفرمائید شام تنها طغرل شخصیت صدایی بود ، اما خلیلی در برنامه ای جدید و جذاب در همین شبکه با عنوان ” شعر یادت نره ” با چهره ی حقیقی خود حاضر شده و به اجرای این برنامه پرداخت ، متاسفانه این برنامه نیز به دلیل سیاستهای فوق العاده ی سرگرم کننده ی شبکه ی من و تو به صورت مخاطبان خود را پیدا کرد وبه محبوبیت امید خلیلی افزود. خلیلی در برنامه ی من و تو پلاس نیز حضور داشت اما به شدت دو برنامه ی دیگر مطرح نشد. با این تشریحات می توان از محبوبیت امید خلیلی در میان مخاطبان اغفال شده ی این شبکه پی برد که وی در مدت زمان کوتاهی خود را به عنوان یک شخصیت برتر و محبوب به همگان معرفی کرد. این اتفاق یک سیاست از پیش تعریف شده ای برای اجرای مرحله ی بعدی نقشه ی کثیف حمایت این شبکه از همجنسگرایان بود ، که بعد از معروفیت و محبوبیت خبر همجنس باز بدون وی تمامی تاثیر خود را بگزارد. امید خلیلی بعد از انتشار خبر ثبت ازدواجش با یکی دیگر از عوامل شبکه ی من و تو ( تیام بصیر ) در انجمن هم جنس بازان لندن در صفحه ی فیس بوک خود نوشت : “ به راستی نمی دونم چگونه خوشحالیم رو بازگو کنم ، باید به شما دوستان یه خبری رو بدم من و تیام تونستیم تو لندن به صورت قانونی با هم ازدواج کنیم . من هم نام خود را از امید به تینا تغییر دادم ، البته این پیشنهاد تیام بود ، خیلی جای شما خالی بود به پارتی کوتاه هم گرفتم واقعاً خیلی خوشحالم که من و تیام نخستیم کسانی هستیم که میان همکارامون تو شبکه رابطه مون رو قانونی و رسمی کردیم.” از این نوشته ها می توان دریافت که این خبر اولین و آخرین خبر از این جنس نبوده و در آینده نیز باید منتظر شنیدن خبرهای بیشتری دراین ضمینه از کارکنان و عوامل این شبکه باشیم. البته دیگر عوامل این شبکه با ارسال پیام های تبریک در صفحات فیس بوک خود این اقدام را شجاعانه تلقی کرده و به آنها تبریک گفتند. رها اعتمادی دیگر شخصیت معرف شده ی این شبکه و مجری برنامه ی ” آکادمی موسیقی گوگوش ” در پیام تبریک خود به خلیلی و تیام نوشت : ” چند روز پیش دوستان عزیزم امید خلیلی با تیام بصیر بعد از یک سال زندگی مشترک تونستند در انجمن همجنس بازان لندن ازدواجشون رو به ثبت برسونند. امید جان اسم جدیدت ” تینا ” خیلی زیباست و بهت می یاد . به دوستان عزیزتر از جانم ” تینا ” و “تیام” این ازدواج رو تبریک میگم. امیدوارم خوشبخت باشید” در ادامه و نظر برخی دیگر از عوامل شبکه من و تو را می خوانید : سالومه: من قبلا هم می گفتم که اینجا همه چی درهمه، اما دیگه فکر نمی کردم اینقدر هم اینجا همه چی درهم بشه! به هر حال خوب شد ماهیت این دو نفر زودتر آشکار شد! عمرا اگه دیگه اجازه بدم شوهرم با این دوتا بره سینما … وای! وقتی فکر می کنم اون یک هفته ای که من مسافرت بودم این دو نفر با شوهرم تنها بودم دیوونه میشم! دکتر کپی: ما سرتاپامون سوژه است! از تقلب توی آکادمی گوگوش گرفته تا ازدواج این دوتا! … موزمون رو بدین ما بریم کار داریم! مسخرگی داره از سر تا پامون می ریزه اونوقت ادعای نقد بقیه رو داریم! ندا جناب: چرا که نه؟! خیلی هم خوبه! اتفاقا بهتر! دو نفر دیگه از این پسرا که هی بهمون گیر می دادن کم شدن! چرا که نه؟! خیلی هم رومانتیک هست! چرا که نه؟! گوگوش: جنس ازدواجتون رو دوست دارم! امید و تیام؛ کاش اینجا بودید! این خبر احساس خوبی بهم داد! ناقلاها چرا زودتر بهم نگفته بودین! چقدر من خنگم باید زودتر از اینها متوجه می شدم! هومن خلعتبری: چرا زودتر نگفته بودید؟! کاش با گوگوش ازدواج نکرده بودم! بابک سعیدی: کاملا می دونستین باید با هم ازدواج کنین! رها اعتمادی: دلمو شکوندی، برو حالشو ببر! با من نموندی، برو حالشو ببر! امید خلیلی: بالاخره متوجه نشدم! من زنم و تو شوهر؟! یا تو زنی و من شوهرت؟! تیام بصیر: مگه فرقی هم می کنه؟! طرح زوج و فرد راه می اندازیم! بفرمایید شام! رها اعتمادی نیز در جدیدترین نوشته ی خود در در فیس بوک شخصی خود و وبسایت شبکه من وتو نوشته است : ای کاش من همجنسگرا بودم / در سر زمین من آدما دروغ میگن البته وی پس از پس از اعتراض بسیار زیاد بینندگان شبکه به این عمل غیر اخلاقی و پس از گذشت دو هفته از این اتفاق به دلیل ریزش بالای مخاطبان شبکه در فیس بوک شخصی خود این مطلب را منتشر کرد. جام نیوز دراین باره نوشت : این تیتر توهین آمیز خطاب به مردم ایران حاوی محتوایی است که خبر مندرج شده از سوی خود عوامل شبکه را تکذیب می کند و به نوعی یاد آور ضرب المثل قدیمی”دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه” است. رها بنی اعتماد آل اقا مجری همجنسگرای شبکه من وتو در بخشی از این مقاله نوشته است: “در سر زمین من همه به بهانههای گوناگون خیلی ها بخاطر گوهری به شکل گندم …نون دروغ میگن. گروهی از حرص مال،”حفظ آبرو” و یا در آرزوی رسیدن به جا و مقامی و هدفهای دور دست وقت و بی وقت دروغ میگن از شهروندای هیچ جامعهای توقعی جز تاثیر گرفتن از خود جامعهای که در آن زندگی میکنن، نیست. شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگیِ هر و آب و خاکی میتونه تاثیر ش به مراتب بیشتر از تربییت خانوادگی هر انسانی باشه، به این معنا که زور پدر یا مادر به آلودگیهای جامعه نمیرسه، و کودک، نو جوان، جوان در همون آلودگیها نفس میکشه.” نوشته های توهین آمیز رها اعتمادی به همین مطالب ختم نمی شود و در ادامه با کتمان حقیقتی که در ابتدا مسئولان شبکه فکر می کردند با انتشار آن می توانند به عادی سازی اینگونه روابط در ایران کمک کنند و پس از انتشار آن دچار موج بزرگی از اعتراضات بینندگان شبکه شدند خبر ازدواج امید خلیلی(تینا) و تیام بصیر را تکذیب کرده و پیام تبریک خود را فتوشاپی خواند. وی این خبر را تهمتی بزرگ دانسته و افزود:”در سرزمین من رسانه هر چقدر و به هر اندازه که بخواد به مردمش دروغ میگه. در چند روز گذشته یک بار دیگه شاهد “نمایشی” بودیم در قالب یک “گزارش خبری” در باره تلویزیون “من و تو” و کارکنان آن و مقالهای “طنز آمیز” در قالب یک گزارش رسمی ,گزارش و مقاله هایی که بیشتر وسیله خنده من و همکارانم میشن. اما شما چی؟ شمایی که ما رو از طریق یک قاب شیشهای میبینید و حتی یکبار هم با هیچ کدوم از ما دیداری از نزدیک نداشتید، حرف نزدید، سفر نرفتید، و ما رو به راستی شاید نشناختید، شما هم میخندید؟ یا به این تهمتها شک میکنید، یا حتی باورتون میشه؟” وی که به گفته خود عضو گروه همجنسگرایان لندن است در عبارتی مظلوم نمایانه نوشت:”من “رها اعتمادی ال آقا” همجنسگرا نیستم…اما ای کاش بودم تا بجای همجنسگراهای زاد و بومم که روزانه تحقیر میشن و کتک و فحش میخورن کتک و فحش هاشونو من میخوردم چرا که در این چند روز وقتی پیام ها رو میخوندم احساس کردم و فهمیدم که یک همجنس گرا در سرزمین من چقد تنهاست، چقد میترسه، و چقد باید در تنهایش گریه کنه. من رها اعتمادی ال آقا بهائی نیستم،اما ای کاش بودم تا همون گروه کوچک و اقلیتی که در سرزمین من به “جرم” بهائی بودن هر روز تحقیر، زندانی، شکنجه و اعدام میشن فکر میکردن که این بابا هم از ماست، شاید به خودشون میگفتن این که تو تلویزیونِ شاید بتونه ثابت کنه که هموطن و یا همزبون بودن ارزشش فرا تر از باورهای شخصی هر انسانِه” نوشتن و انتشار چنین مقاله ای از سوی شبکه من و تو بی شک در پی اعتراض بسیار جدی مخاطبان به حرکات غیر اخلاقی عوامل شبکه بوده است. چرا که سه هفته گذشته زمانی که خبر ازدواج امید خلیلی(تینا)با تیام بصیر از سوی خود مجریان شبکه منتشر شد هیچ یک از عوامل شبکه گمان نمی کردند که مردم به شکل جدی به این اقدام غیر اخلاقی اعتراض کنند و توقع داشتند مردم با گل و تبریک از این خبر استقبال کنند و پس از همه گیر شدن این خبر غیر اخلاقی بعد از گذشت سه هفته و بازخورد بد آن در ایران و بین بینندگان شبکه من وتو عوامل شبکه به خصوص سه نفر از اعضای انجمن همجنسگرایان لندن ناچار خبر موثق ازدواج را تکذیب می کنند. در پایان جا دارد سوالی از مجری همجنسگرای شبکه من وتو رها اعتمادی آل آقا یا همان رها بنی اعتماد پرسیده شود که خبر موثق ازدواج همجنسگرایانه عوامل شبکه که توسط خود شما در فیس بوک شخصیتان تایید می شود دروغ است و دروغگویی و عوام فریبی است یا سیاست آکادمی گوگوش که خود شما تهیه کنندگی آن را به عهده داشته و در مقابل تقلب و دروغ برای انتخاب نفر برتر منتسب به عوامل شبکه دست به هر کاری زده اید و شعور مخاطب را به بازی گرفته اید؟ خبر ازدواج عوامل شبکه من وتو که توسط خودشان منتشر می شود دروغ است،یا انکار ناشیانه آن به این طریق که هر شک و شبهه ای را در خصوص صحت آن به یقین تبدیل می کند؟ در آخر باید خاطر نشان شویم که هرچند رسانه ی ملی در شرایط فعلی و با هجوم این تعداد شبکه سرگرم کننده ، قدری در موضع انفعال قرار دارد ، اما همواره نشان داده با حرکتهای درخشان مثل تولید سریال مختارنامه و یا مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر، میتوان رسانهای دینی و در عین حال با نشاط داشت. با این حال، نباید از یاد برد که "سرگرم سازی" یک صنعت است با تمام قواعدی که برای خود دارد. یکی از قواعد پذیرفته شده در این صنعت به رسمیت شناختن نیاز مخاطب به شادی و سرگرمی ، و تلاش برای استفاده از همین اصل جهت رقابت با دیگران است .
با تشکر از نوران
این وبلاگ شخصی است و سعی داریم ، تا وارد هیچ گرایشی نشویم ؛ از اسمش پیداست ، موضوع ها بصورت سلیقه ای و در حوزه هنر ،ورزش و مشارکت در سرمایه گذاری است. سپاسگزار خواهم بود ، تا در ارائه نقطه نظر ، پیشنهاد و یا انتقادهای سازنده ما را یاری فر مایید .